أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
349
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اينجا قرآنست ، پس اگر كسى قرآن را قديم گويد بر خلاف خداى گفته باشد آنگه گفت : [ إِنَّا جَعَلْنا ] ما كرديم آنچه بر روى زمين است زينتى مر زمين را يعنى صلاحيت آن دارد كه زينت زمين باشد « 1 » و بحقيقت هر چه بر روى زمين است از حيوانات و نباتات و جمادات همه زينت زمين است و اين براى آن كرديم تا بيازماييم تا از ايشان كدام است كه عمل او نيكوتر است برغبت ناكردن در دنيا و حطام دنيا ، و ما بكنيم آنچه بر روى زمين است از زينت زمين خاكى كه بر او باران نيامده باشد و زمين سفيد بىنبات . [ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ] اى « 2 » مىپندارى تو كه أصحاب كهف و أصحاب رقيم ايشان از آيتهاى ما عجباند يعنى در جنب عجايبى كه در آيات و دلالات ماست از كمال قادرى ما بس عجب نيست چون آنچه من آفريدهام از آسمانها و زمينها و كوهها و درياها و أصناف مخلوقات در او عجايب بيشتر است ، و [ رقيم ] گفتهاند كه : نام وادى أصحاب الكهف است « 3 » . سعيد جبير گفت : لوحى بود
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها ] آنگه گفت : ما كرديم هر چه بر زمين آفريديم بزينت زمين ، ضحّاك گفت : يعنى مردان را خاصّه بزينت زمين كرديم و حمل بر عموم اولىتر باشد و دگر آنكه [ ما ] لما يعقل راست گفت : ما هر چه بر پشت زمين است از انواع مخلوقات حيوان و جماد و نبات و آنچه جز آنست [ زِينَةً لَها ] زمين را به آن بياراستيم و آن را زينت زمين كرديم » . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج - الصادقين گفته : « [ إِنَّا جَعَلْنا ] بدرستيكه ما گردانيديم [ ما عَلَى الْأَرْضِ ] آن چيزى را كه بر زمين است از معادن و نباتات و حيوانات [ زِينَةً لَها ] آرايش مر أهل زمين را ؛ و نزد بعضى از اهل تحقيق [ ما ] بمعنى [ من ] است و مراد انبيااند يا علما يا اوليا يا حفظهء قرآن كه زينت زمين ايشانند و گويند كه : آرايش زمين به [ رجال اللّه ] است كه ايشان را [ أوتاد - الارض ] گويند چه قيام عالم بوجود شريف ايشان باز بسته است و اينها نزد أهل حقّ أئمّهء هدىاند عليهم السلام ، و تسميهء صاحب الزمان بقائم از اين جهت است ، و اينكه در دعاى عديله كه منسوب است بأمير المؤمنين عليه السلام واقع شده كه : « به ثبتت الارض و السّماء » دليل صريح است بر اين مدّعا ؛ حاصل آنكه ميفرمايد كه : ما آنچه در زمين است براى بندگان آرايش دادهايم از اقسام نعم ، يا انبيا و اوليا و علما را سبب انتظام گردانيدهايم » . ( 2 ) - [ اى ] يعنى آيا ؛ و اصطلاح اين مفسّر ( ره ) بر اين جارى است در سراسر همين تفسير خود . ( 3 ) - أبو الفتوح ( ره ) گفته : « در [ رقيم ] خلاف كردند عبد اللّه عبّاس گفت : وادى است - ميان غضبان و ايله پيشتر از فلسطين و آن نام وادى است كه اصحاب كهف در او بودند كعب - الاحبار گفت : نام ديه ايشان است و بر قول عبد اللّه عبّاس من رقمة الوادى باشد و آن آنجا باشد كه آب در او باشد عرب گويد كسى را كه امرى كند كه در ميان كارى شود : عليك بالرقمة ودع الضفّة ؛ در ميان رو و كناره رها كن يعنى اصل كار جوى و حواشى رها كن ، و ضفّتا الوادى جانباه ، از اين جهت بسيار مختلف نقل شده است » .